مسیر جدید یارانه های دولتی
از چهارم تیرماه كه رئیس جمهور از عزم دولت برای اجرای طرح تحول اقتصادی در هفت محور نام برد تاكنون كمتر روزی بوده است كه رسانه ها در مورد آن گزارش، تحلیل و بررسی منتشر نكرده باشند و آنچه كه از میان ۷ محور اعلام شده نسبت به بقیه از اهمیت و حساسیت بیشتری برای رسانه ها و كارشناسان برخوردار بود اجرای طرح هدفمند كردن یارانه ها و نقدی كردن آن بوده است. اگر چه هدفمند كردن یارانه ها مخالفین و موافقینی داشته و با پرسش ها و ابهاماتی روبه رو بوده اما غالب اقتصاددانان روش فعلی تخصیص یارانه ها را صحیح ندانسته و بر بازنگری روش فعلی تخصیص یارانه ها و به تبع آن بهینه سازی الگوی مصرف خانوارها حداقل در مصرف انرژی تأكید دارند.

از چهارم تیرماه كه رئیس جمهور از عزم دولت برای اجرای طرح تحول اقتصادی در هفت محور نام برد تاكنون كمتر روزی بوده است كه رسانه ها در مورد آن گزارش، تحلیل و بررسی منتشر نكرده باشند و آنچه كه از میان ۷ محور اعلام شده نسبت به بقیه از اهمیت و حساسیت بیشتری برای رسانه ها و كارشناسان برخوردار بود اجرای طرح هدفمند كردن یارانه ها و نقدی كردن آن بوده است. اگر چه هدفمند كردن یارانه ها مخالفین و موافقینی داشته و با پرسش ها و ابهاماتی روبه رو بوده اما غالب اقتصاددانان روش فعلی تخصیص یارانه ها را صحیح ندانسته و بر بازنگری روش فعلی تخصیص یارانه ها و به تبع آن بهینه سازی الگوی مصرف خانوارها حداقل در مصرف انرژی تأكید دارند.

گروه اقتصادی روزنامه ایران با توجه به اهمیت موضوع طرح تحول اقتصاد در نظر دارد برای هركدام از محورهای طرح میزگردی با حضور اقتصاددانان و مسئولان مربوط برگزار كند.اولین میزگرد با محور مسئله یارانه ها و ضرورت تغییر روش های پرداخت و چالش های اجرایی آن با حضور آقایان دكتر علی عسگری عضو كارگروه تحولات اقتصادی، دكتر وحید محمودی استاد دانشگاه و دكتر علی اكبر خسروی نژاد استاد دانشگاه برگزار شدكه مشروح آن از نظر گرامی تان می گذرد.

● به عنوان آغاز سخن از آقای دكتر عسگری به عنوان عضو كارگروه تحولات اقتصادی و فردی كه تقریباً از ابتدای كار تدوین طرح حضور داشتند می خواهیم توضیحاتی در مورد این طرح بدهند.

▪ طرح تحولات اقتصادی از سال گذشته به طور جدی و در حضور رئیس جمهور دنبال می شد.

اولین مرحله طرح تحول اقتصادی كالبد شكافی اقتصاد ایران بود و این كه در اقتصاد ایران چه مشكلات و تنگناهایی وجود دارد و چگونه می توان این دور باطل را شكست.ماحصل آن بحث ها، چند مسئله مطرح شد و این كه كجای اقتصاد ایران باید اصلاح شود.

یكی از مباحث هدفمندكردن یارانه ها بود، اعم از انرژی و تمام یارانه های دیگر. منابع درآمدی دولت نیز كالبد شكافی شد كه بخشی از آن مالیات ها بود كه بدین نتیجه رسیدیم حجم مالیات ها قابل قبول نیست و ظرفیت مالیاتی اقتصاد ایران بیشتر از این است و در این طرح هم بر دریافت ها و هم پرداخت ها (یارانه ها) بحث شد.

بحث سوم به موضوع گمرك پرداخته شد ما حدود ۴۵ میلیارد دلار واردات داریم اما با این حال درآمدهای گمركی قابل توجیه نیست.

جا هایی لازم است اصلاح شود.موضوع گمرك در كنارش مباحث قاچاق، تعرفه و ...نیز مطرح است.

بانك ها نیز یكی از چالش های اقتصاد ایران بودند.كاركرد فعلی بانك ها جوابگوی اقتصاد نیست، ضمن این كه بی عدالتی زیادی هم در پرداخت تسهیلات مشاهده می شود و یا عقود مشاركتی و مبادله ای هر كدام مزایا و معایبی دارند كه باید اینها را در نظام بانكی نهادینه كرد و یا در عقود مبادله ای، بانك ها در زیان شریك نیستند و تنها خود را در سود شریك می دانند كه این رویه ها نیاز به اصلاح دارد.

یا مثلاً به كارگیری سپرده های قرض الحسنه در عقودی غیر از قرض الحسنه.

بنابراین لازم بود اصلاحاتی در مسائل بانكی صورت بگیرد، نكته بعدی ارزش گذاری پول ملی بود. بحث این است اگر یارانه ها نقدی شود ممكن است جهش قیمت داشته باشیم، بنابراین با ابزار ارزش گذاری پول ملی می توان تا حدی تورم را كنترل كرد.

بحث دیگر كه هم اكنون بسیار جدی است نظام توزیع است. در وضع فعلی فاصله تولید كننده از مصرف كننده زیاد است و خیلی از منافع نصیب گروه هایی می شود كه در تولید نقشی ندارند.

در صورتی كه انواعی از سیستم های توزیعی در سایر كشورهای دنیا تجربه شده كه موجب حفظ منافع مصرف كننده و تولید كننده شده است.

البته موضوعات دیگری هم بحث شد ولی این چند تا موضوع مهم تر از همه تلقی شدند.

مسئله دیگر در این بحث ها این بود كه چگونه این مسائل بر روی هم اثر می گذارند و نباید آنها را همانند جزایر جدا از هم دید.

تفاوت این طرح با مباحث قبلی عمدتاً در همین است كه ما به موضوعات اقتصادی به صورت سیستم نگاه كردیم. در حقیقت در برنامه جدید هدفمند كردن یارانه ها، موضوع باز توزیع درآمد اساس كار است و نه حذف آنها.ما به این سؤال باید پاسخ دهیم كه این منابع چگونه می توان در اقتصاد باز توزیع شود و در باز توزیع منافع چه گروه هایی بیشتر باید تأمین شود.

گروه ها در چه دهك هایی بیشتر آسیب پذیرتر هستند و باید به چه گروه هایی بیشتر كمك شود.

البته یك بحث كلان هم مطرح شد به نام بهره وری كه باید تمام پیكره اقتصادی به این مسئله توجه كند.مثلاً در آسیای جنوب شرقی و در ژاپن بخشی از جهش اقتصاد آنها از ناحیه رشد بهره وری بوده و نه فقط سرمایه گذاری فیزیكی. ما فعلاً تا حد زیادی وارد اجزای مباحث شده ایم و در شرایط فعلی ضرورتی هم نیست بعضی از بحث ها مطرح شود.

● آقای دكتر محمودی به نظر شاه بیت این تغییر و تحولات اقتصادی یارانه ها است. به نظر شما چه الزاماتی باید در این تحول اقتصادی رعایت شود؟

▪ اشاره داشتید كه شاه بیت این تغییر و تحول یارانه ها است و دلیلش هم حساسیت این موضوع به لحاظ سیاسی و اجتماعی در بین جامعه است. الآن من احساس می كنم كه مجموعه اصحاب علم و مطبوعات فقط به موضوع نقدی كردن یارانه ها می پردازند و وزن مباحث در حوزه یارانه ها بیشتر از سایر موضوعات طرح تحول اقتصادی است كه به نظرم باید قدری اصلاح شود.

یارانه ها در واقع یكی از اجزای بسته سیاستی است كه طبیعتاً در همان چارچوب بسته سیاستی باید به تحلیل و نقد گذاشته شود و باید در جایگاه خودش و در وزن خودش آن را تحلیل كرد، اما قبل از ورود من به بحث یارانه ها، اجازه می خواهم كه یك كلیتی را در مورد موضوع داشته باشیم. این روزها كه طرح تحول مطرح شده است، استحضار دارید كه مخالفت های زیادی نسبت به این نقدی كردن یارانه ها مطرح است. طبیعتاً آنچه كه من به عنوان یك كارشناس می خواهم عرض كنم، این است كه ما همه نیازمند یك تحول در حوزه اقتصاد هستیم و نباید نگران باشیم و نگرانی خودمان را به گونه ای القا كنیم كه جسارت دولت را برای ورود به این بحث بگیریم، ولی یك مشكلی كه ما داریم، این است كه قدری واقع بین نیستیم. شرایط اقتصادی ما یك شرایط زیبنده مدیریت كشور و ظرفیت های اقتصاد ملی ما نیست. ما نیازمند چنین تحولی هستیم. ما به شاخص ها كه نگاه می كنیم، درست است كه در خیلی از حوزه ها، توانستیم عملكردهای خوبی داشته باشیم، اما شما اگر به شاخص درآمد سرانه نگاه كنید، به عنوان یك شاخص كلان اقتصادی و این را در نیم قرن گذشته مقایسه كنید، متوجه می شوید با وجود منابع فراوان تزریق شده، ماحصل آن چیز درخور شأن ما نبوده است.

یا اگر فرض بكنید به شاخص های نابرابری نگاه بكنیم و آن را مقایسه كنیم با شاخص های نابرابری با سال های ،۳۲ ملاحظه می كنید ضریب جینی نوسان محدودی داشته و هنوز ما در واقع جزو كشورهای با نابرابری نسبتاً بالا هستیم. یا شاخص های فقر را بنگریم یا شاخص های نرخ بیكاری را و دیگر متغیرها، در خواهیم یافت كه اقتصاد كشور در شرایط مناسبی نیست. در واقع منابعی كه ما داشتیم با این عملكردها خیلی همخوانی ندارد و باید بپذیریم كه این تحولات در حوزه اقتصاد باید صورت بگیرد.

دكتر خسروی نژاد: من به طور خلاصه درباره كلیات صحبت می كنم و سعی می كنم بیشتر به بحث یارانه ها بپردازم. در تمام سیستم ها و در تمام كشور با هر نگرش اقتصادی این پذیرش و وفاق عمومی در بین اقتصاددانان وجود دارد كه برای اثربخشی و افزایش كارایی نظام اقتصادی ما باید حركت كنیم به سمت سیستم بازار، منتها این جهت گیری در كشورهای مختلف فرق می كند. مثلاً در كشورهای در حال توسعه مطالعات نشان می دهد كه یك درصد GDP را به یارانه اختصاص می دهند، درحالی كه در كشورهای پیشرفته تا ۸ درصد GDP به یارانه اختصاص می یابد. این ناشی از مراحلی است كه در فرایند شناسایی مطرح می شود. در كنار این بحث هدفمندی، تجربه كشورهای دیگر نشان می دهد كه دو هدف در سیستم هدفمندی وجود دارد.

۱) مسئله تخصیص و كارایی ۲) كاهش فقر

ابتدا در كشورهایی كه به دنبال نگاه آزادسازی و باز شدن اقتصاد و مكانیسم قیمت ها بودند و به كاهش فقر توجهی نداشتند، موفقیت های چندانی دیده نمی شود و برعكس كشورهایی كه هر دو را توأماً به عنوان هدف كلان در نظر گرفتند، موفقیت های چشمگیری به دست آوردند، این یك نكته اولیه است. اصل مسئله از اینجا آغاز می شود كه برای تخصیص یارانه ها منابع محدودی داریم و اگر این شیوه كنونی را بخواهیم ادامه بدهیم، با اصل عدالت همخوانی ندارد، پس می خواهیم این را تخصیص مجدد بدهیم تا مسئله عدالت اجرا شود، باید چه بكنیم در واقع باید یارانه ها را هدفمند كنیم. مسلماً از این كه این طرح چه فازی از منابع را آزاد می كند و این منابعی كه آزاد می شود، چه افزایش قیمت و اثرات تورمی خواهند داشت، نكته بسیار مهمی است. مضافاً بر این كه ما در واقع در یك آستانه ای از قیمت ها داریم حركت می كنیم كه داده ها در قیمت های فعلی شكل گرفته و در آینده قیمت ها ممكن است آستانه چند برابری داشته باشند. بعضی از كالاهایی كه در شرف آزادسازی است، مورد مطالعات تكنیكی باید قرار گیرد، گاهی اوقات با نازك بینی ها و ملاحظات خاصی باید اجرا شود، چه بسا كه آن انتقاداتی كه در مدل سازی آن كار وجود دارد، بسیار حائز اهمیت است و نباید از آن غفلت كرد.

دكتر محمودی: اولین نكته ای كه لازم است ما در مجموعه تغییر و تحول به آن بپردازیم این است كه پارادایم فكری و چارچوب حركتی این تحول باید روشن باشد یعنی ما روی چه پایانه ای می خواهیم این تحول را ایجاد كنیم. خوب استحضار دارید مثلاً در بحث یارانه ها، مدافعان اصلی بحث نقدی كردن یارانه ها، طرفداران مكتب پولی و به هر حال مروجان اقتصاد آزاد هستند و اعتقاد دارند كه نقدی كردن یارانه ها در واقع كمك می كند كه انحراف قیمتی از بین برود و كاركرد نظام قیمت ها در ساز و كار نظام بازار شكل گیرد و عمل كند و یك نوع شفافیت در عرضه اقتصادی ایجاد می كند. البته نظام بازار هم رویكردهای مختلفی در آن وجود دارد. مكاتب مختلفی در آن مطرح است. با برخورداری از مكتب ها و بینش هایی كه هر جامعه ای می تواند با توجه به هویت و پیشینه تاریخ خودش داشته باشد. من برداشتم بر این است كه با مجموعه بحث هایی كه در باب این طرح تحول اقتصاد شده، ما داریم به این سمت می رویم كه قانونمندی های علم اقتصاد را بپذیریم .

● مركز آمار از ۱۲ مرداد یك سری فرم هایی را توزیع می كنند كه مردم اطلاعاتی براساس خوداظهاری مطرح می كنند و براساس آن طبقه بندی هایی صورت می گیرد. به نظر شما شیوه خوداظهاری شیوه مناسبی برای شناخت گروه ها است؟

▪ دكتر محمودی: ببینید همه پیمایش ها در حوزه حمایت های اقتصادی خوداظهاری است و شاید ما چاره ای جز خوداظهاری نداشته باشیم اما سؤالی كه مطرح است این است كه اگر ما می خواهیم در پرداخت یارانه ها تبعیضی عمل كنیم طبیعتاً داشتن این اطلاعات به ما كمك می كند كه بتوانیم طبقه بندی درستی انجام دهیم.

ولی نكته ای كه حائز اهمیت است این است كه بعضی ها فكر می كنند كه در واقع اگر ما به هر ایرانی فارغ از این كه چقدر درآمد داشته باشد پرداخت ماهانه مثلاً ۷۰ هزار- ۱۰۰ هزار تومان داشته باشیم و از آن طرف قیمت یارانه حامل های انرژی را برداریم این طوری به نظر می رسد كه ما داریم به همه كمك یكسانی می كنیم كه در واقع اینطور نیست.

ما معتقدیم كه گروه های بالای درآمدی عمدتاً، گیرنده یارانه انرژی هستند ما فرضمان بر این است كه با این آزادسازی قیمت ها از گروه های بالای درآمدی مثلاً شما حدود ۳۰۰ هزار تومان می گیرید و ۱۰۰ هزار تومان یا ۷۰ هزار تومان پرداخت می كنید. عملاً پرداختی به اینها صورت نگرفته اما این ۱۰۰ هزار تومانی كه به گروه های پائین درآمد پرداخت می شود این دیگر یارانه ای است كه مستقیماً به آنان پرداخت شده و چون قبلاً استفاده كننده نبودند و حالا از یارانه بهره مند می شوند طبیعتاً شما از این مسیر شاهد باز توزیع درآمدها هستید و بشدت می تواند روی منحنی توزیع درآمد اثر خودش را بگذارد. این نوع آزادسازی به نوعی می تواند ضریب جینی و نابرابری را تحت تأثیر قرار دهد و در راستای عدالت باشد، مشروط بر این كه آن ملاحظاتی كه اشاره شد در این موضوع رعایت شود. لذا من معتقدم با توجه به ضعفی كه وجود دارد در كشور ما در پیمایش بودجه خانوار، خیلی به آمارهایی كه افراد عرضه می كنند، نباید استناد كنیم.

دكتر خسروی نژاد: اما در مورد روش های شناسایی ما هفت تا، روش هدفمندی داریم كه كامل ترین هدفمندی، هدفمندی انفرادی یا خانواری است یعنی كاملاً فرد را پیدا كنیم ، كجاست. شناسنامه اش را داشته باشیم و مستقیماً یارانه را به دستش برسانیم. هدفمندی بازاری را هم آقای دكتر محمودی اشاره كردند. هدفمندی جغرافیایی، هدفمندی اجتماعی، هدفمندی گروه سنی نیز نوعی دیگر هدفمندی است.

مثلاً به زنان باردار یا دارای نوزاد، شما كوپن شیر می دهید. یا شیر ارزان تر یا مثلاً شیر مدارس. نكته اساسی اش این است كه در همه این سیستم ها، وجه مشخص آن شناسایی است كه بررسی می شود كه چگونه اینها را شناسایی كردیم. الان انتظار می رود كه ما به سمت هدفمندی انفرادی یا خانواده حركت می كنیم. اوج هدفمندی یا اوج شناسایی هم اینجاست. این هدفمندی كه در كشور ما، هنوز سامانه اطلاعاتی كافی برای شناسایی كامل نداریم، قرار است با سرشماری اخیر انجام شود. تا قبل از این آمارهای بودجه خانوار ملاك عمل بود تا به گونه ای بحث شناسایی را اجرا كنیم. در روش هایی كه موجود است، ۲ تا روش مشخص در روش های هدفمندی است كه این دو تا متعلق به صندوق بین المللی پول و بانك جهانی است. یكی روش آزمون وسع و دیگری آزمون تقریب وسع است. در روش آزمون وسع كه در كشورهای پیشرفته عمل می كنند. اطلاعات درآمدی كاملاً شفاف است. در كشورهای در حال توسعه خیلی سراغ این سیستم نمی روند. كشورهای در حال توسعه، نسخه ای كه صندوق بین المللی پول برایشان می پیچد روش آزمون تقریب وسع است به این صورت كه می گویند چون ما اطلاعات درآمدی را نداریم بهتر است برویم براساس اطلاعات مخارجی، فرد را شبیه سازی كنیم. خوب این بحث هم دارای مشكلاتی است كه امروزه سعی شده است كه این روش ها را توسعه دهند. خود من هم یك روشی را اخیراً معرفی كردم و در كنفرانسی بین المللی هم ارائه دادم.

دكتر عسگری: واقعیت امر این است كه نظام فعلی توزیع یارانه به تجربه نشان داد كه روش كارآمدی نیست مثلاً به میزان یارانه فعلی شیر باید به هر ایرانی در سال، ۲۷ لیتر شیر بدهیم ولی مشخص است كه چنین چیزی صورت نمی گیرد لذا اصلاح و رساندن منابع به گروه های هدف یك ضرورت است.

برای آغاز كار ما از روش خوداظهاری برای شناسایی شروع كردیم، ممكن است در این خوداظهاری خطای محاسباتی هم وجود داشته باشد اما هم اكنون بهترین روش از نظر ما این روش بود.

در خیلی از كشورها، دولت ها از طریق خوداظهاری هم به منابع درآمدی افراد دسترسی می یابند هم اگر هزینه مضاعف یا جدیدی به آنها تحمیل شد به دولت اعلام می كنند.

امروز افرادی كه به منابع درآمدی غیر از حقوق دسترسی دارند مثل اجاره مسكن، كار دوم و غیره با تكمیل فرم اطلاعات اقتصادی این فرصت به وجود می آید كه اطلاعات پایگاه های اطلاعاتی دیگر نیز تكمیل شود تا در برنامه ریزی جامع استفاده شود. در مرحله اول اطلاعات اقتصادی از مردم خواسته می شود ولی در مراحل بعدی با اطلاعاتی كه در پایگاه های دیگر وجود دارد پالایش هایی صورت می گیرد. بر اساس این سرشماری شناسایی بر اساس خانوار است و پرداخت هم بر اساس خانوار است.

اگر به مباحث اولیه علم اقتصاد، توسعه و همچنین تجربیات سایر كشورها توجه شود و این موضوع را دنبال كنیم در مراحل اول خیلی به بحث های توزیع درآمد و تأمین نیازهای اساسی توجه نمی شد، در حقیقت اقتصاددانان آن دوره توجه به رشد را به تنهایی كافی می دانستند. در مراحل بعدی تأمین نیازهای اساسی در كنار رشد مطرح شد و این كه باید به مسائلی از جمله توزیع درآمد نیز در كنار رشد توجه داشت. بنابراین اگر ما سیاست های رشد را دنبال می كنیم باید سیاست های توزیع درآمد و منابع را نیز مدنظر داشته باشیم. این كار مقطعی نیست و باید طی دوره های مختلف تكمیل و دنبال شود.

در این طرح اصلاً بحث نیست كه گروه های درآمدی بالا از یارانه محروم شوند بلكه به تمام گروه ها یارانه پرداخت می شود اما ممكن است تبعیضی هم وجود داشته باشد. مثلاً ممكن است خانواری ماهی یك میلیون تومان هم درآمد داشته باشد. اما یك فرد سرطانی هم داشته باشد كه ماهی ۶۰۰-۵۰۰ هزار تومان هزینه درمان دارد. باید این اطلاعات در پایگاه ها بیاید و سپس نسبت به پرداخت ها تصمیم گیری می كنیم.

دكتر محمودی: حالا فرض كنید ما این اطلاعات را گرفتیم، این اطلاعات خوداظهاری، می تواند در خیلی از زمینه ها به ما كمك كند. بحثی كه من اشاره داشتم یك نوعی سیاست مضاعف باز توزیعی است. اگر قرار است كه ما این شناسایی ها را كه انجام دادیم، بیاییم بگوییم كه مثلاً این هایی كه پائین ترند دهك اول و دوم و سوم بیشتر كمك شوند و دهك چهار و پنجم مقداری كمتر از قبلی و چهار دهك دیگر هم یارانه ندهیم، منظور من این است كه شما قبل از این كه بخواهید چنین تبعیضی را بر اساس خوداظهاری انجام دهید، وقتی كه یارانه ها را نقدی پرداخت می كنید همین باز توزیعی صورت گرفته است.

نكته دیگری كه خودش به صورت خودكار عمل می كند بحث هزینه فرصت است. آقای دكتر خسروی نژاد اشاره داشتند كه بعضی افراد نمی آیند یارانه بگیرند و اطلاعات بدهند و به خاطر نفس كرامت اخلاقی و به هر حال ملاحظات اخلاقی كه این ها دارند اقدام به ثبت نام نمی كنند، پس به طور طبیعی یك بخشی از افراد نمی روند از این نوع سیاست ها برخوردار شوند، لذا در این حمایت ها منطق هزینه فرصت عمل باز توزیعی را در جای خودش انجام می دهد. بحث من الان این نیست كه این روش را انجام ندهیم ولی اتكا به این روش در این مرحله ریسكی دارد. من چند تا ملاحظه در همین مورد عرض كنم كه یكی بحث خطای محاسباتی هست كه اشاره داشتیم چون دولت به هر حال نیازمند این است كه اعتماد ملی و سرمایه اجتماعی را در این فرآیند تقویت بكند و رابطه بین دولت و ملت باید با این گونه سیاست ها بیشتر شود، اگر احساس شود كه یك نوع سیاست صلبی و مچ گیری و اطلاعاتی در این سیستم حاكم است تبعات خیلی منفی دارد، باید به گونه ای باشد كه افراد احساس نكنند كه از اطلاعات سوءاستفاده می شود. نكته بعد این است كه اطلاعاتی كه من دادم آیا درست است یا درست نیست. یكی هم بحث رانتی است كه به هر حال در این سیستم ایجاد می شود.

● به نظر شما تغییراتی كه در الگوی مصرف خانوار ایجاد می شود چیست و بر اقتصاد چه تأثیری دارد.

▪ دكترخسروی نژاد: ببینید برای تمامی كشورها سؤال این است.

ما از نقطه A می آییم به نقطه B. این آزادسازی چه اثراتی را به دنبال دارد

مسلماً نكته اساسی این است كه رفتارها در سطح جامعه متفاوت است. ما گروه های مختلف درآمدی داریم كه واكنش رفتارشان نسبت به همدیگر متفاوت است در واقع ما باید شناسایی كامل از رفتارها داشته باشیم، رفتارها نه تنها در گروه های برابری متفاوت است، بلكه در مناطق جغرافیایی هم متفاوت است.

حساسیت در مقابل كشش قیمت در طول دهك ها متفاوت هست. یك نقدی كه من در حدود ۴-۳ سال پیش در نوشته هایم داشتم، این بود كه ما خیلی از اطلاعات دهك های درآمدی را نمی توانیم استفاده كنیم. دهك های درآمدی از لحاظ آماری خیلی بهینه نیستند. مسلماً اگر برگردم به پاسخ شما در مطالعاتی كه انجام شده، نشان داده می شود كه مثلاً برای كالای اساسی با آزادسازی یك مقدار خاصی افزایش قیمت. میزان جبرانی كه باید پرداخت شود، در بین گروه های مختلف درآمدی متفاوت است. در واقع اگر یك شاخصی را در نظر بگیریم تحت عنوان تغییرات در هزینه زندگی، تغییرات در هزینه زندگی برای گروه های بالای درآمدی بسیار كمتر است تا تغییرات در گروه های پائین درآمدی. برای همین است گفته می شود كه باید با دقت بیشتری این كار را انجام داد.

دكتر عسگری: این تغییر رویه قطعاً در الگوی رفتار مصرفی افراد تأثیر خواهد گذاشت و رفتار افراد و اشخاص نسبت به تعدیل قیمت ها و پرداخت یارانه ها اصلاح می شود. اما آنچه مهم است، بحث كاركرد اقتصاد است. ما در اقتصادمان در تولید و هم در مصرف با عدم كارآیی مواجه هستیم. در اقتصاد كشورهای پیشرفته كارآیی لازم در تولید و مصرف وجود دارد. ما این كاركرد را ضمن اجرای طرح باید اصلاح بكنیم. لذا اصلاح نظام یارانه ها یقیناً در نحوه رفتار و تغییر الگوی مصرف ما تأثیر می گذارد. دولت ها در جاهایی باید سیاستگذاری شان را طوری جهت بدهند كه الگوهای مصرف را به سمت بهینه سوق دهد. مثلاً یارانه هایی كه به شیر مدارس تعلق می گیرد حالت بهینه آن، این است كه به همین شیوه بماند چون بچه ها در سن رشد به شیر احتیاج دارند. حال هر چقدر هم كه شیر بخورند، ضرر نمی كنند.

دكتر خسروی نژاد:اگر اجازه بفرمایید به چند نكته كه فكر می كنم لازم است، در كلیت به آن اشاره شود، ضمن این كه تأیید كنم فرمایش اولیه دوستان را مبنی بر این كه این وفاق وجود دارد كه ما باید سیستم را به سمت هدفمندی حركت دهیم. منتها ملاحظات زیادی باید در این مسیر وجود داشته باشد.

یكی از ملاحظاتی كه وجود دارد و در ادبیات اقتصادی هم به كرات به آن اشاره شده و در صحبت های آقای دكتر عسگری هم بود، استمرار است. استمرار در دو جا مهم است. یكی استمرار این سیاست است یعنی خانوار این فكر را نكند كه اگر معادل پولی به هر طریقی منتقل شود، فرد احساس كند كه در یك مدت كوتاهی مبالغ پرداخت می شود و در یك زمان كوتاهی هم پایان می یابد. این استمرار هم در اجرای سیاست است و هم در ایجاد سامانه اطلاعاتی و... است. ببینید در همه كشورها یك نهضت عمومی ایجاد می كنند برای گرفتن اطلاعات اولیه. بعد یك دستگاه مشخص و عریض و طویلی برای به روز كردن این سیاست ها تشكیل می شود. نكته دیگری كه باید به آن اشاره كنیم، نقدی كردن آخر قضیه است نه اول قضیه. یعنی راحت ترین و سهل الوصول ترین كار نقدی كردن است و در حوزه یارانه و كالای اساسی و مواد غذایی سراغ نقدی كردن نمی روند، چون شاخص امنیت غذایی مان بسیار پائین است خصوصاً در گروه های دهك های پائین.

من در یك مطالعاتی كه كردم، خانوارها را به پنج گروه مستقل تقسیم بندی كردم. نرخ مشاركت غذایی در گروه های پائین درآمدی بسیار پائین است. نرخ مشاركت غذایی یعنی چی یعنی تعداد كسانی كه در واحد زمان، كالا می خرند به كل تعدادی كه در آن طبقه هستند. یعنی فرد مورد نظر برای خرید كالا مراجعه نكرده است. نكته بعدی كه باید به آ ن اشاره كنیم، موقعی كه شما یارانه را نقدی می كنید، توزیع دارایی ها و درآمد خانوار متفاوت است. اینجا هم باید به فكر باشیم. یعنی باید به فكر باشیم بعد از این كه پرداخت نقدی كردیم، در مبالغی كه گفتیم خصوصاً طبقات پائین درآمد، این مبالغ را چگونه مصرف می كنند آیا اگر احساس كند كه یك درآمد مستمر است، ممكن است برود یك دارایی بخرد كه این دارایی، خودش تقاضا برای آینده اش ایجاد كند. مثلاً برای بعضی گروه های درآمدی، احساس می كند كه ماهیانه، ۷۰ یا ۱۰۰ هزار تومان می تواند از این محل درآمد داشته باشد. خوب می تواند تقاضا برای اتومبیل داشته باشد و این اتفاق منجر به وام گیری می شود و یك سیكل درست كند یعنی ما باید بیاییم در حوزه بسیار خرد آن و اثرات توزیع درون خانوار پس از پرداخت نقد كردن را بررسی كنیم.

آیا رفتارها تغییر می كند به نظر من رفتارها بسیار عمیق تغییر می كند. این نكته ای است كه حتماً باید به آن عنایت خاصی داشت و نهایتاً من یك تكمله بزنم به صحبت های آقای دكتر محمودی، ببینید، الان مثلاً در بعضی از كشورهای پیشرفته كه اوج سیستم های حمایتی را دارند مثل نروژ و كشورهای اسكاندیناوی و... ساعت كار محدود شده است. حداكثر ساعت كار در واحد زمان هفت ساعت است و برای پنج روز در هفته چیزی حدود ۳۵ ساعت. به اضافه یك ماه تعطیلی اجباری. می خواهم بگویم در كشورهای پیشرفته به اینها به چشم هزینه نمی بینند بلكه نگاه حمایتی به آن دارند و ما باید موقعی كه داریم به این یارانه ها توجه می كنیم، فقط صرف اصلاح نظام بازار به آن نباشد و باید بیاییم با نگاه هزینه های رفاهی دولتی به آن بپردازیم. حتی اگر بپذیریم كه بعد از این اصلاح، سیستم هدف مندی هزینه های یارانه ای ما بیشتر از قبل می شود. اشكالی ندارد چون كه سطح رفاه مان افزایش می یابد.

دكتر محمودی:آیا این نقدی كردن یارانه ها را در چارچوب های نظام رفاهی حمایتی نگاه می كنیم یا نه چون یكی از بحث های مهمی كه وجود دارد، این است كه آیا ما اگر این یارانه ها را به صورت نقدی با همه ملاحظاتش كه آقای دكتر عسگری اشاره كردند، بپردازیم، آیا ما همچنان سایر سیاست ها و نهادهای حمایتی را می خواهیم به همان سبك و سیاق داشته باشیم. آیا كمیته امداد با همان چارچوب می خواهد كار كند. لذا چیزی كه حائز اهمیت است، این است كه هدف اصلی یا خروجی اصلی كه از این طرح مورد انتظار است، یكی این كه كارایی اقتصادی افزایش پیدا كند و دوم این كه عدالت اجتماعی محقق شود، یعنی همان دو تا داستانی كه ما در اقتصاد، بحث های پرمناقشه ای در موردش داریم به یك نوعی ما هم دغدغه داریم كه هم كارایی اقتصادی افزایش پیدا بكند، چون به هر حال دهه چهارم انقلاب است و این دهه چهارم دیگر باید دهه كارآمدی نظام باشد، خصوصاً نظام اقتصادی ما كه بتواند كارآمدی خودش را نشان بدهد برای تحقق چشم انداز. از آن طرف هم با وجود همه منابعی كه داریم تزریق می كنیم و سالیانه در حدود ۴۰% بودجه مان را به حوزه تأمین اجتماعی، رفاه و عدالت اختصاص می دهیم، در حوزه عدالت هم توفیقاتی درخور این همه دغدغه ای كه قانون اساسی و دولتمردان و... داشتند، نداشتیم. لذا انتظار این است كه ما هم بتوانیم از مسیر كارآمدی عدالت را محقق كنیم و از نظر فرایندی هم می خواهیم یك ساماندهی بكنیم نظام حمایت ها و نظام رفاهی را. در كنار این طرح تحول اقتصادی چیزی كه به نظر من باید به عنوان یك پازل دیگری از این طرح مورد توجه قرار گیرد، خود باز مهندسی نظام تدبیر ملی ما است. استحضار دارید ماده ۱۲۲ برنامه چهارم هم دولت را مكلف كرده كه بازنگری در مهندسی فرایندها انجام دهند این است كه اگر این بازنگری هم صورت نگیرد، معلوم نیست به مقصود برسیم، طبیعتاً ما بحث مان این است كه با ساختارها، با فرایندها، با نهادهایی كه موجود هستند، به این جاها رسیدیم و شاهد این ناكارآمدی ها هستیم، طبیعتاً با همین ساختارها و فرآیندها نمی توانیم به سمت چشم انداز و طرح تحول برسیم، لذا بازمهندسی در نظام تدبیر ملی و نظام ساختارهای دولت بسیار حائز اهمیت است.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 تیر 1389    | توسط: مهدی حسینی    |    | نظرات()